عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

گفتمان آينده به مثابه تكامل فرهنگي

نينيلوتو بر اين باور است كه گفتمان آينده‌پژوهي شيوه‌اي از هدايت تحول فرهنگي و در حقيقت، يكي ازفراورده‌هاي اقدامات بشري است (نينيلوتو، ۲۰۰۱).

♲ استدلال او به گونه‌اي تمثيلي اين نكته را بيان مي‌كند كه چگونه انديشه‌ها و ايده‌هاي پديد آمده، از راه جهش‌ تكامل مي‌يابند. او «الگوي پيدايش تخصص نوين علمي» را بر ديگر نگرش‌ها ترجيح مي‌دهد، با اين حال، او تحليل‌هاي ژرف اندكي را درباره‌ي چگونگي پيدايش علوم تازه بر اثر نسخه‌برداري‌هاي ممتيك (علم بررسي اجتماع ذهن انسان‌ها)، انتخاب گروهي و تغيير پارادايم‌ها و پنداشت‌ها به دست مي‌دهد.

♲ اين رويكرد نشان مي‌دهد كه چگونه اصول علمي مكشوف، بازيابي و روزآمد مي‌شوند. تمركز نينيلوتو بر توصيف ‌آينده‌پژوهي به مثابه «شكل تازه‌اي از برنامه‌ريزي» (نينيلوتو، ۲۰۰۱) و جايگزين‌سازي عبارت «علم توصيفي» به جاي «علم اقدام»، پيشاپيش، چارچوب مباحثات او را روشن مي‌سازد.

♻️ در مقابل، راوتز با بهره‌گيري از مثال‌هايي به شدت سياسي شده، از اصول داروينيسم توده‌اي شده و فرضيه‌ي گايا (نظريه‌ي پايداري زمين و سامانه‌هاي طبيعي) به عنوان گونه‌اي روش بوم شناسانه‌ي تفكر بهره مي‌گيرد.

▫️▫️▫️ پس از به ميدان آمدن تعريف سيمون، طيفي از توصيف‌هاي انتقادي و معرفت ‌شناسانه‌ي آينده‌پژوهي بي‌اعتبار شده و به حافظه‌ي تاريخ سپرده شدند. اين توصيف نينيلوتو را قادر مي‌ساخت آن چه را كه از نظريه‌هاي تفسيري (هرمنوتيك) و انتقادي وام گرفته شده بود، ناديده بگيرد؛ زيرا اين انديشه‌ها مي‌توانستند فرد را وادار سازند درباره‌ي شرايط كم و بيش تصادفي و روابط ناروا و مخدوش قدرت در آينده‌پژوهي كاربردي ، ديدگاه نقادانه‌ي خويش را بازتاب دهد.

♻️ به پيروي از توصيف سيمون و در پرتو اين مفهوم تازه از«علم تصميم‌ گيري» ، نينيلوتو نسخه‌ و تجويزي براي هر چيز آن گونه كه بايد باشد، ارايه كرد، در حالي كه فردي را كه بايد درباره‌ي سنجه‌ها تصميم‌ بگيرد، از اين معادله كنار گذاشت.

♲ رويارويي بعدي او با هرمنوتيك و نظريه‌هاي انتقادي اين نكته را آشكار ساخت كه برآيندهاي عينيت‌گرايي علمي را نمي‌توان از خاستگاه‌هاي اجتماعي ـ سياسي يا درونمايه‌هاي گسترده‌تر (فرهنگ هنجاري، زبان و سنت) نهفته در پژوهش‌هاي كاربردي وپروژه‌هاي فردي جدا كرد.

♲ راوتز به شيوه‌اي هوشمندانه و مطايبه‌آميز اين رويكرد را به مثابه جابه‌جايي از «واقعيات سنتي مقدس» به سوي «سنجه‌هاي كيفيت» تعبير مي‌كند.

راهكار دوم آن است كه علم تصميم‌گيري نينيلوتو را كنار گذاشته و علم اقدام را جايگزين آن سازيم. اين جايگزيني ما را قادر مي‌سازد روش‌هاي علمي (شرطي‌ها، ضد واقعيت‌ها ، گرايش‌ ها ، ديدگاه‌هاي نظري، فرمول‌بندي‌هاي آفرينش‌گرانه و پيش‌بيني‌ها ) را با آگاهي روان‌شناختي، اقتصادي، فرهنگي و تاثيرات سياسي ـ اجتماعي پيش‌بيني‌ها، در هم آميزيم. سرانجام آن كه به عنوان سومين راهكار، وندل بل با برون‌رفت از بن‌بست پسا اثبات‌گرايي كه علم را به شكل پيكره‌اي از معادلات زبان‌شناختي و عددي درباره‌ي سرشت واقعيت مي‌داند، راه خود را به سوي دانشي حسي، گرايشاتي فردي و اجتماعي، تكامل همزمان گفتمان از راه افزايش مدام برخي افزودني‌ها و پارادايم‌ هاي ناپيوسته درحوزه‌ي واقع‌ گرايي انتقادي مي‌گشايد.

♻️ واقع‌گرايي انتقادي با خواسته‌ها و ديدگاه‌هاي وندل‌بل هم‌خواني فراواني دارد، زيرا اين راهكار براي برون‌رفت از جدال علم و هنر، بصيرت جان اوسرل درباره‌ي پي افكندن واقعيت اجتماعي را با قدرت منطق تجربي در هم مي‌آميزد.

♻️ بل مي‌گويد، واقع‌گرايي انتقادي مقوله‌ي گمانه‌زني و معرفت جانشين در حوزه‌ي علم را كه چالش و تهديدي عمده، فراروي روايي پژوهش‌هاست، به رسميت مي‌شناسد و كاستي‌هاي معرفت و دشواري‌ هاي راهيابي به قطعيت را، به خوبي فهم مي‌كند.

♻️ جيمز اوگيلوي از فيلسوفان دانشگاه ييل نيز كه با موسسه‌ي پژوهشي استنفورد وشبكه‌ي تجارت جهاني همكاري نزديكي داشت، واقع‌گرايي انتقادي را راهكاري ميانه‌ براي برون‌رفت از جدال ميان تجربه‌گرايان و شكاكان، و پاسخي در خور براي خطاهاي نسبيت‌ گرايان در عرصه‌ي ادراك و معرفت مي‌داند.

♲ اوگليوي مي‌گويد، بررسي‌هاي واقع‌گرايان در دانشگاه كمبريج، مركز واقع‌گرايي انتقادي و والاس پولسوم نشان از آن دارد كه واقع‌گرايي انتقادي دورنمايي ماندني و دلخواه براي آينده‌ پژوهي است، دورنمايي كه به تدريج در حال گسترش و تكامل است.

ادامه دارد….