عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

فریب مرجعیت کاذب و تصمیمات استراتژیک

به این جملات دقت کنید:
»» دوست من که رتبه اول کنکور کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است می گوید که در این حوزه (مثلا طلا و مسکن) سرمایه گذاری کنیم.
»» این موضوع باید مهم باشد. حتی روزنامۀ تایمز چهار ستون از صفحۀ اولش را به آن اختصاص داده است.
»» پروفسور سمیعی گفته است که پنج بار خندیدن برای سلامتی قلب بسیار مفید است.

همه این ها نوعی از مغالطه هستند به نام توسل به مرجع یا اقتدار کاذب. این خطا/فریب وقتی رخ می دهد که بگوییم یک حرف درست است چون یک خبره مشهور و مهم گفته آن حرف درست است. در حالی آن فرد واقعا خبره است واقعا مشهور است و واقعا مهم است اما یک ایراد دارد: در آن حوزه خبره نیست.

تحلیل: چرا فریب می خوریم:
این فریب ریشه در احساس احترام و اعتمادی دارد که عموم مردم نسبت به چهره‌های برجسته دارند.
استناد به باورهای انیشتین، یک مرجع فوق العاده در فیزیک، در یک بحث سیاسی فریب‌آمیز خواهد بود، همین‌ طور استناد به حرف های هنرمندی بزرگ مانند داستایوفسکی در یک بحث اقتصادی. حالا ممکن است شما بگویید که من متوجه خطای هر سه جمله بالا شدم. داستان همیشه به همین راحتی ها نیست. چرا که اولا شما با دقت به این جملات نگاه کردید. دوم اینکه این جملات کاملا از بحث جدا شدند و روبروی شما قرار گرفتند. در زندگی روزمره باورها همیشه به شکل جمله نیستند. همیشه هم خیلی واضح نیستند بلکه لابه لای گفتگوها، تصاویر و احساسات پنهان می شوند. به عنوان مثال در آگهی‌های بازرگانی از ما خواسته می‌شود تا آن‌ اتومبیلی را استفاده کنیم که کیفیت آن توسط یک قهرمان کشتی تائید شده، یا نوشابه با لباس خاصی را بنوشیم یا بپوشیم چراکه یک ستاره سینما یا فوتبال از آن استفاده می کند [کاری که این روزها یکی از سایت های فروش اینترنتی محصولات انجام می دهد و مردم را فریب می دهد].
هرگاه درستی گزاره‌ای بر مبنای مرجعیتی قرار دارد که فاقد شایستگی ویژه در آن حوزه و موضوع است، استناد به چنینی مرجعی خطا و فریب است.

🔲⭕️تجویز راهبردی:
باورهایمان منشا تصمیمات ما هستند و برخی تصمیمات (تصمیمات استراتژیک) سرنوشت ما را رقم می زنند. اینکه چه رشته ای بخوانیم؟ کجا کار کنیم؟ در کدام حوزه سرمایه گذاری کنیم؟ به چه کاندیدایی رای بدهیم؟ به کدام استان بودجه بیشتری تخصیص دهیم؟ در کدام صنعت سرمایه گذاری استراتژیک کنیم؟ به چه کسانی یارانه بدهیم؟ با چه کشوری رابطه برقرار کنیم؟ همه و همه تصمیماتی هستند که ریشه در باورهای ما دارد. بنابراین لازم است که باورهای درست داشته باشیم.
چه بخواهیم چه نخواهیم بخش عمده‌‌‌ای از باورهای ما متکی بر دیگران است. ما بسیاری از باورهای خود را به این دلیل می‌‌‌پذیریم که مرجعیت متخصصان را در زمینه‌های گوناگون قبول داریم. از این پس برای پذیرفتن یک حرف از یک فرد (هر چقدر که محبوب و برجسته باشد) سه شرط بگذارید:
۱- آن فرد صلاحیت سخن‌ گفتن در آن موضوع را دارد یا نه؟
۲- آن فرد حقیقت را می گوید و آیا تمام حقیقت را می گوید (چون ممکن است به دلایلی حقیقت یا تمام واقعیت را نگوید)
۳- آیا خبره های دیگر نیز گفته وی را تایید می کنند؟ اگر آری که می توان حرفش را پذیرفت اگر نه از آن خبره و خبره های دیگر باید خواست که دلایل، شواهد، مدارک خود را برای تایید نظر خود را بیان کنند.

مواظب باشیم محبوبیت، چشمان ما را کور نکند و فریب نخوریم.