عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

هیپنوتیزم مدرن؛ از لاس وگاس تا خانه های ما

از شدت پرکاری یا شدت بیکاری، وقتی مغزمان داغ می کند و یا زمانی که حوصله هیچ‌ چیز را نداریم، احتمالاً تنها کاری که به ذهنمان بیاید بازکردن تلگرام، اینستاگرام، فیس بوک، توییتر یا … باشد. اینجاست که دو ساعت انگشت‌کشیدن بر روی صفحه موبایل شروع می‌شود. از روزمرگی بیرون می‌آییم و می‌افتیم درون روزمرگی از نوعی دیگر. اما این دو روزمرگی با هم یک تفاوت دارند، در دومی همه ‌چیز یادمان می‌رود: اسکرول‌کردن (دست کشیدن روی صفحه موبایل برای بالا و پایین کردن صفحات)، مثل عوض‌کردن کانالِ تلویزیون، هر آنچه در ذهن های شلوغ و خسته ماست را برای چند دقیقه نابود می‌کند.

برخی از تحلیل گران و همچنین برخی از کاربران این فرآیند را به هیپنوتیزم تشبیه کرده اند. شروع می‌کنید به کلیک‌کردن روی عکس‌های دوستانِ دوستانتان و بعد ناگهان متوجه می‌شوید که یک ساعت گذشته است. این کار به‌طرز عجیبی آرامش‌بخش است، ولی هم‌زمان از خودتان هم ناراضی هستید. وقتی طلسمِ نگاه‌کردن به عکس‌ها شکسته می‌شود، احساس می‌کنيم که فقط وقتمان را تلف کرده‌ايم.

این هیپنوتیزم، مختص عصر اطلاعات و شبکه های اجتماعی نیست. پژوهشگری بیشتر از یک دهه به لاس‌وگاس (مرکز قماربازی آمریکا) می‌رفت و با قماربازها و کارکنان کازینوها درباره ماشین‌های سکه‌ای صحبت می‌کرد. احتمالا این ماشین ها را در فیلم ها دیده باشید. وسیله‌هایی برای بازی هستند که برای شروع باید در آن‌ها مقداری پول بیندازید و در ازای برنده‌شدن احتمالی پول یا پاداش دیگری به شما می‌دهد. این ماشین‌ها به شدت سودآورند، طراحان این دستگاه‌ها را طوری بهینه‌سازی کرده‌اند که افراد دست از بازی برندارند.
آنچه این پژوهشگر کشف کرده این بود که اکثر افرادی که با این ماشین‌ها بازی می‌کنند دنبال پول‌درآوردن نیستند!!! این افراد می‌دانند که قرار نیست پول زیادی به جیب بزنند. پس چه چیزی پشت این ماشین های جذاب نهفته است: یک دکمه را فشار می‌دهید. اتفاقی می‌افتد. دوباره فشار می‌دهید. چیز مشابهی اتفاق می‌افتد، اما نه دقیقاً همان چیز قبلی. شاید برنده شوید، شاید هم نشوید و این حلقه تکرار می شود. آنچه در جستجوی آن هستند «لذتِ تکرار شدن های غیرتکراری» است. تجربه احساس کنترل و چالش به‌طور هم‌زمان. کنترل به خاطر تکرار و چالش به خاطر غیرتکراری ها (امکان برنده شدن یا نشدن). پاداش ماشین های سکه ای پول نیست، بلکه حس آرامش در حلقه بودن است.

آنچه بین هیپنوتیزم کنندگی شبکه های اجتماعی (مانند فیس‌بوک، اینستاگرام، توئیتر و تلگرام) و ماشین‌های سکه‌ای مشترک است توانایی شان در ارایه بازخورد سریع به اقدامات ساده است. این‌ها پاداش های کوچک پیش بینی نشده می دهند. مثلا وقتی وارد یک صفحه می شوی (اقدام ساده)، یک یادداشت جدید از یک سلبریتی می خوانی (پاداش های کوچک پیش بینی نشده). به این حلقه می گویند، حلقه‌های اجبارگر: فارغ از اینکه قصد اصلی شما از ورود به شبکه اجتماعی چه بود با همین حلقه های اقدام-پاداش شما هیپنوتیزم می‌شوید (برگرفته از سایت خوب ترجمان).

☑️⭕️تجویز راهبردی:
شبکه های اجتماعی جهان را متعالی تر و انسانی‌تر کرده اند. روابط به جای آن که عمودی باشد (از بالا به پایین)، افقی شده است (ما همه با هم برابریم). از تک صدایی و تک منبعی به چندصدایی و چندگویی رسیده ایم و این خدمت بی بدیل شبکه های اجتماعی به نسل حاضر و توسعه یافتگی است. اما اگر ما کاربران هوشمندی نباشیم حلقه های اجبارگر ما را هیپنوتیزم خواهند کرد. شاید دو راه حل زیر در این زمینه قابل اجرا باشد:
۱- از نرم افزارهای محدودکننده استفاده کنید. برخی از اپلیکیشن ها هستند که زمان حضور شما را در شبکه های اجتماعی محدود می کنند و نمی گذارند که شما بیشتر از یک مقداری در یک شبکه اجتماعی خاص فعالیت کنید.

۲- در زمان با حوصلگی، انتخاب های زمان بی حوصلگی مان را تعیین کنیم. با وسواس عضو شبکه های اجتماعی شوید و با وسواس عضو کانال ها و گروه ها و «خرده شبکه ها» شوید. در زمانی که بی حوصله هستیم یا زمانی که می خواهیم ذهن مان را آزاد کنیم، قدرت انتخاب عقلایی در ما کاهش پیدا می کند، لذا در آن زمان هجوم می آوریم به سمت شبکه های اجتماعی و هر چه دم دست مان باشد را مرور می کنیم. ولی اگر در زمانی که می خواهیم عضو کانال ها، گروه ها، خرده شبکه ها شویم با دقت انتخاب کنیم در زمان هایی که به اینستاگرام، تلگرام، توئیتر، فیسبوک وارد می شویم، با کانال ها و گروه هایی روبرو هستیم که خوب و درست انتخاب شده اند. به جای یک کانال سطحی، روبرو می شویم با گروه هایی که کانال هایی که فاخرند، ارزشمندند و در عین حال اگر آن ها ما را هیپنوتیزم کنند ایرادی ندارد.