عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

نقدی آینده پژوهانه به جامعه معاصر

آینده پژوهی در ساده ترین توصیف، مطالعه آینده های احتمالی و تلاش برای خلق آینده مطلوب است.
تحقق این آینده مطلوب نیازمند شناخت عوامل کلیدی آینده ساز و منطق حاکم بر تغییر است.نگاهی نقادانه به شکل گیری تفکر آینده اندیش در تمدن غرب معاصر می تواند تجارب ارزشمندی را به همراه داشته باشد.
🔸پرسش اینجاست که دنیای غرب چگونه توانست جامعه ای آینده اندیش،اخلاق مدار و متعهد را پی ریزی کند؟
🔸بی تردید غرب در همه ابعاد برای ما کعبه آمال و بهشت آرزوهانیست،اما باید بپذیریم که دنیای غرب در بسیاری از جنبه های علمی و فناورانه و حتی ارزشهای اخلاقی بنیانی استوار دارد.

🔸روند تمدن سازی غرب با نیوتن، گالیله، بیکن و رنه دکارت آغاز شد.آنها آزمایش و تجربه رامطرح ساختند.درهمین دوران بذر تردید،نقد و پرسشگری جوانه زد و با انتخابگری و آزادی به بار نشست.وقوع دو جنگ پیاپی چهانی نگرانی اروپا از آینده را دوچندان ساخت تا بیش از پیش از جنگ پرهیز کنند و در اندیشه ی خلق آینده ای بهتر باشند.
آنها دستکم شصت سال متوالی بناهای اندیشه ی نوین آینده پژوهی را در نظر و عمل قوام بخشیدند و به کار بستند، روشهایی برپایه مشارکت و خرددجمعی و خلاقیت و نقد ابداع کردند و در این مسیر هیچ حوزه ای را از نقد بیرحمانه علمی مصون ندانستند.
اروپا و امریکا پیش از توسعه روشهای نوین آینده پژوهی درپی تغییر الگوهای فکری و مدلهای ذهنی بودند،زیرا بدرستی دریافته بودند که جعبه ابزار روشها،بدون درک و فهم چرایی و چگونگی آینده راهگشا نخواهد بود.
🔸تردیدی نیست که جعبه ابزار برای کسی که از مهارت فنی لازم برخوردار نیست،ارزشی نخواهد داشت.
🔸اینک،سالهاست که غرب آینده گرا، فردای خود و دیگر جوامع را در کانون توجه قرار داده و در اندیشه ساخت آینده ای بهتر است.
🔸غرب در کنار توسعه آینده گرایی، جامعه ای آینده اندیش و مسئول را تربیت کرده است.
درحقیقت،با چشم پوشی از کاربردهای علمی و فناورانه، آینده پژوهی جنبشی اجتماعی است که در پی تغییر تفکر،باورها و ارزشهای جامعه است و در نظر دارد از این رهگذر،بشریت در مسیر سعادت و رفاه گام بردارد.
🔸برهمین قیاس،جامعه پذیری و آینده پذیری از دستاوردهای این نهضت اجتماعی نوآیند است.

جامعه ما در حالی وارد دومین دهه آشنایی آکادمیک و عملی خود با آینده پژوهی می شود که از نقصان الگوهای شناختی،تصمیم گیری و مسئولیت پذیری،رنج می برد و به همین دلیل،شناخت روشهای آینده پژوهانه افق روشنی را برای جامعه ما ترسیم نمی کند.بارها بر این نکته تاکید کرده ام که آینده پژوهی بر پایه مفروضات و باورهای خود،هیچ حوزه و مقوله ای را مصون از نقد و تردید نمی داند و بر “انتخاب اصلح” ،مرز گستری و رهایی اندیشه استوار است.
🔸 تفکر آینده اندیش برای نقد و پرسش نیازمند تغییر الگوهای ذهنی_شناختی است.؛مقوله ای که باید آن را “هنر ظریف درک مجدد”نامید.

🔸تافلر معتقد بود که برای گسترش آینده گرایی تمام اعضای یک جامعه باید آینده گرا باشند.
جامعه سامانه ای است که زیرسامانه های آن در ارتباط و هارمونی با یکدیگر عمل می کنند.شاید یکی از دردهای جامعه ما عدم مقبولیت آینده پژوهان است که در قیاس با رمالان و فالگیران وجاهت کمتری دارند.
فقر واژگان مرتبط با آینده در ادبیات ما ودر قیاس با زبانهای غربی گویای این مدعاست که ما کمتر در اندیشه ی آینده بوده ایم.
⭕️اگر آینده گرایی را در دو حوزه سازمان و کسب و کار و حوزه اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم،امکان شناخت کاستی های این پارادایم نوپدید بهتر فراهم خواهد شد:
🔶آینده پژوهی حوزه سازمان و کسب وکار

نسل تجربه گرا و تخصصی اندیش جامعه ما تغییر را برنمی تابد و حتا به فرض وجود آینده پژوهان توانمند و دستاوردهای مناسب،فیلتر قدرت مانع گسترش آینده گرایی خواهد شد.تفکر خطی و اتکا افراطی بر داده و شواهد همواره برای این حوزه دردسر ساز بوده است.هنوز هم دانشجویان و پژوهشگران ما برای کسب مقبولیت ناچار هستند به روشهای سنتی رجعت کنند.اغلب مدیران و مالکان موضوع برخلاف گفته هایشان توجهی به عدم قطعیت و پویایی غیر خطی ندارندو درعمل به مشارکت, خردجمعی و آینده بلند مدت بی توجه هستند.

🔴آینده پژوهی اجتماعی
در حقیقت،بدون گسترش آینده پژوهی در جامعه آینده پژوهی در سازمان و کسب کار ناشدنی است.آینده گرایی برای موفقیت،باید از قابلیتی فردی تبدیل به ظرفیتی اجتماعی شود.انگیزش جامعه،گسترش فرهنگ امید، تقویت باور ، تفکر بلند مدت وخلاقیت نیازمند گسترش تفکر انتقادی،پرسشگری و آینده اندیشی است.نهادهای تربیتی و آموزشی باید زیست بوم مناسب این تغییر رافراهم سازند.
🔶برای بررسی میزان گرایش جامعه به آینده میتوان به برخی سنجه ها اشاره کرد.من این کار را بررسی سطح”آینده پذیری”یک جامعه میدانم.برخی از سنجه ها از این قرار است:
🔸حجم ادبیات آرمانشهری و ویرانشهری تولید شده در جامعه
🔸میزان تولید ادبیات علمی تخیلی
🔸میزان چشم اندازگرایی در نهادهای اجتماعی
🔸وجود”اضطراب سازنده”در اندیشه جامعه(نگرانی از آینده، فرصتها و تهدیدهای آن و تلاش برای شناخت و ساخت آینده).این اضطراب را میتوان در ادبیات نوشناری،رسانه ها و گفتمان های مسلط جامعه لمس کرد.
🔸وجود فرهنگ پرسشگری،مطالبه و انتقاد در جامعه
درحقیقت،آینده پژوهی اجتماعی عموما از نقد وضع موجود آغاز و باحرکت به سوی وضع مطلوب تداوم می یابد.

⭕️سنجه مناسب دیگر برای بررسی میزان “آینده پذیری”جوامع،بررسی گفتمان های مسلط بر جامعه و “اخلاق مداری”آینده اندیشانه است.
آینده پژوهان در پی خلق آینده ای بهتر برای کره خاک و تمامی جانداران هستند.خلق چنین آینده ای درگروی احترام به آزادی و اختیار انسانهاست؛جستن،یافتن و به اختیار برگزیدن و تلاش برای دوست داشتن.
🔸تشبیه زمین به مثابه یک سفینه میتواند بسیار آموزنده و تصویر پردازانه باشد.همه ما با بلیتی یکطرفه(بلیت رفت)در سفینه ای بنام زمین و منابعی محدود در زمان طی مسیر میکنیم.اگر کسی با این استدلال که در سفینه سهمی دارد،در صدد آسیب رساندن به آن باشد،حیات همگان را به مخاطره انداخته است.نابودی جنگلهای آمازون به مردم ما هم آسیب خواهد رساند.جهان یک کل درهم تنیده است.
🔸آینده پژوهی هم چنین به اراده و آزادی انسان توجهی ژرف دارد.این آزادی انتخاب درکنار اخلاق مداری آینده گرا،سنگ بنای توسعه پایدار اجتماعی و فردی است.توجه به آیندگان(نسل های آینده)،تعهد به محیط زیست و جانداران و انسانهاو به بیان روشنتر،انسانی متعهد و مسئول بودن،زیباترین دستاورد آینده گرایی اخلاق مدار اجتماعی است.
🔸به دیگر گفته”اگر بخواهیم انسان خوبی باشیم،باید آینده پژوه باشیم و اگر بخواهیم آینده پژوه باشیم به ناچار باید انسان خوبی باشیم…..

⭕️….گفتیم که مهم ترین دغدعه آینده پژوهی احیای حس مسئولیت فردی و اجتماعی برای خلق آینده ای بهتر است.حس تعهد و مسئولیت در قبال آیندگان و انسانها و دیگر جانداران،اخلاق مداری،نقادی و پرسشگری محیط اجتماعی را برای زندگی قابل تحمل تر خواهد ساخت.
یادمان باشد که منتقدان(حتی مغرض) را نوعی سیستم ایمنی جامعه و دلسوزان دردمند تلقی کنیم.
بیهوده نیست که در ادبیات مدیریت دینی،مدیران را مسئول می نامند
(یعنی کسانی که از آنها سوال می شود و باید پاسخگو باشند).
تا زمانی که جامعه برخوردی دفعی و یا قهری با منتقدان ، پرسشگران و مطالبه گران داشته باشد،روی سعادت وسلامت را نخواهد دید.
🔸توجه به سرخط خبرها و رویدادها در یک جامعه بخوبی نشان می دهد یک جامعه تا چه اندازه اخلاق مدار،متعهد و آینده گراست.
به نمونه هایی از این خبرها در جامعه کنونی ما توجه کنید:
⚪️لبنیات آلوده به روغن پالم دار
⚪️واردات انبوه برنج آلوده به سرب
⚪️پولشویی و فساد اقتصادی
⚪️فیش های نجومی حقوق
⚪️واگذاری املاک نجومی
⚪️بی توجهی به محیط زیست و تلاف منابع طبیعی
⚪️افزایش ویرانگر اعتیاد
⚪️افزایش لجام گسیخته طلاق و فروپاشی کانون خانواده
⚪️کاهش چشمگیر ازدواج
⚪️گسترش سونامی چاقی(به گفته منابع رسمی،بیست و پنج میلیون ایرانی گرفتار چاقی هستند
⚪️گرایش جامعه به عادات ناپسند(برای مثال،سه میلیون ایرانی قلیان میکشند)
⚪️نابودی تدریجی طبقه متوسط و افزایش فاصله فقیر و غنی
⚪️چند پارگی نظام های تصمیم گیری(برای مثال به موضوع لغو کنسرتها توجه کنید)
⚪️کاهش سن فحشا به سیزده سال
⚪️زمین خواری و تجاوز به منابع طبیعی
⚪️افزایش شکاف بین نسلها
⚪️افزایش مهاجرت نخبگان.

⭕️اینها نمونه هایی اندک از واقعیات جامعه ماست.مردم انگشت تهمت را به سوی رهبران نشانه می روند غافل از اینکه رهبران مبعوث اراده ی مردم هستند.
افزون براین اگر مردم این جامعه حیات وحش را نابود می کنند یا جنگل و دریا را زباله دانی تلقی می کنند،باز هم می توان نظام را خطاب قرار داد؟اگر ما در رانندگی به حقوق یکدیگر احترام نمی گذاریم،اگر اعتماد بهم را کشته ایم،اگر همدیگر را دوست نداریم آیا باز هم حاکمیت مقصر است؟
🔸من بدنبال آن نیستم حاکمیت را تقدیس کنم اما معتقدم جامعه ما می تواند بدون قانون و بخشنامه ای دولتی،از راه آینده اندیشی و اخلاق مداری و تعهد بسیاری از نابسامانی ها را در نهضتی اجتماعی ریشه کن سازد و پس از آن از راه شناخت حقوق مدنی و شهروندی از دولت مطالبه کند.