عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

فقر به مثابه محرومیت از قابلیت

🔹رویکردی نو به ابعاد مختلف پدیده ی فقر

📝 گزارش و تحقیقی خواندنی از وحید محمودی، استاد دانشگاه تهران و نسرین دهقان، دانشجوی دکترای مدیریت توسعه دانشگاه تهران

✳️ نگاه به پدیده فقر در قالب رویکرد متعارف یعنی دیدن فقر به مثابه محرومیت از درآمد، جلوه های گوناگونی از فقر را که مردم در عمل تجربه میکنند، نادیده میگیرد. حال آنکه اگر به فقر به مثابه محرومیت از قابلیت نگاه کنیم، در کنار دیدن فقر درآمدی، سایر ابعاد فقر را نیز مورد توجه قرار خواهیم داد.

✳️ در نگاه متعارف به پدیده ی فقر، اگر فردی به قیمت ساعات کار بیشتر و فراغت کمتر، قدرت خرید خود را حفظ کرده و موقعیت خود را نسبت به خط فقر درآمدی بهبود دهد، فقر محسوب نمیشود حال آنکه این تلاش به قیمت از دست دادن سلامت فرد، نداشتن وقت کافی برای اختصاص به خانواده، تفریح، سرگرمی، مسافرت، مشارکت سیاسی و اجتماعی، کاهش بهره وری کار فرد و تعالی فرد تمام میشود و از نگاه توسعه ی انسان محور ، این موارد دارای ارزش ذاتی و اجزای یک زندگی باکیفیت است و محرومیت از آنها جلوه ای از فقر و محرومیت و ناآزادی است.

✳️ در دیدگاههای جدیدی چون رویکرد قابلیت آمارتیاسن(برنده نوبل اقتصاد)، کیفیت زندگی فرد تحت تاثیر عواملی به غیر از درآمد بوده و مبادله ساعات زیادی از کار با فراغت، کیفیت زندگی فرد را متاثر میکند و در واقع عزت انسانی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.

✳️ رویکرد قابلیتی به فقر به این موضوع میپردازد که صرف برخورداری از درآمد کافی و متعارف جهت تامین مایجتاج زندگی نمیتواند تعیین کننده عدم محرومیت افراد تلقی شود بلکه توانایی یا عدم توانایی این درآمد به قابلیت است که می تواند محرومیت یا عدم محرومیت افراد را مشخص سازد در نتیجه در تحلیل و فهم بیشتر مفهوم فقر لازم است فقر زمانی در کنار فقر درآمدی در نظر گرفته شود.

✳️ در جامعه بعضی افراد برای فرار از فقر درآمدی، خود را در فقر زمانی گرفتار ساخته اند یا برعکس و این یعنی اینکه افراد به قیمت داشتن درآمد بیشتر و فرار از فقر درآمدی، به جانشینی زمان فراغت خود با زمان کسب و کار درآمد میپردازند.

✳️ سالهاست در ایران با وجود افزایش میزان بیکاری، با مشکلات اقتصادی در بازار کار، چند شغله شدن شاغلان و افزایش میل به اضافه کاری و اشتغال پس از بازنشستگی روبرو هستیم که با وجود افزایش میزان درآمد و احتمالا رفاه مادی فرد و خانوار، کاستی ای را در عرصه دیگر زندگی بوجود می آورد و آن اینکه زمانهای غیرکاری به امور کاری پرداخته میشود و فرصت و قابلیت سایر امور مانند خواب، استراحت، مشارکتهای اجتماعی، فعالیتهای فیزیکی، فرهنگی، خانوادگی از فرد سلب و گاه تبعات جبران ناپذیری بر فرد و خانوار او خواهد داشت.

✳️ از این منظر، نظریه های متعارف رفاه قادر به نشان دادن تعمیق فقر و محرومیتی که بر مردم ایران در این سالها رفته است، نیست. چرا که نان آوران خانوارهای ایرانی برای حفظ حداقل درآمد خود برای گذران زندگی مجبور شده اند پابه پای تورم بالایی که حداقل سه دهه گذشته تجربه کرده اند، شبانه روز بدوند.

✳️ تصویر واقعی محرومیت تجربه شده مردم ایران در این سالها بسیار فراتر از تصویر ارائه شده بر مبنای تفکر متعارف درآمدمحور بوده است.ایرانیان به واسطه افزون کردن ساعات کاری خود اولین و مهمترین چیزی که از دست میدهند سلامت جسمانی و روانی است که آنرا از سر اضطرار به پای سیاستهای نابخردانه دولتمردان فدا میکنند چون تورم حاصل سیاستهای ناصحیح دولتمردان است و مردم تاوان آن را میدهند.

✳️ نرخ بالای تورم و کاهش قدرت خرید مردم، کارکنان بخش دولتی را به کار در قالب اضافه کاری یا کار دوم در بخش خصوصی در ساعات فراغت وادار کرده و افراد با اختصاص ساعات بیشتری از زمان در اختیار خود به کار کردن، از اوقات فراغت خود میکاهند که سبب ایجاد مخاطرات فرهنگی، مشکلات جسمی و روحی، خستگی مفرط و کاهش کارایی و بهره وری میشود.

✳️ ساعات طولانی کار ضمن ایجاد آسیبهای اجتماعی مانند گسسته شدن روابط خانوادگی، کاهش همراهی و نظارت والدین بر فرزندان و کاهش میزان مشارکت را در پی داشته و افزون بر این داشتن شغل دوم و سوم و یا اضافه کاری ، آثار منفی بر اشتغال جوانان داشته و فرصتهای شغلی را از بیکاران میگیرد.

✳️ بر اساس گزارشهای اخیر مرکز آمار ایران درباره طرح آمارگیری نیروی کار در سال ۹۵، حدود ۳۹/۵ درصد جمعیت فعال کشور بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار میکنند و حدود ۲۸ تا ۳۰ درصد از شاغلان دارای شغل دوم هستند و این در حالی است که با نرخ بیکاری ۱۲/۷درصد روبرو هستیم و برخی بررسیها نیز نشان میدهد حدود ۵۵ درصد بازنشستگان مجددا به کار مشغول میشوند.