عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

فاجعه آلزایمر جمعی و ویتامین تی

آلزایمر را همه ما شنیده ایم. راستش را بخواهید کمی هم آز آن می ترسیم. آلزایمر را دزد حافظه می دانند و سرآغاز زوال عقل. از دست دادن حافظه و توان استدلال و یادگیری از بارزترین نشانه های آلزایمرست. اختلال حافظه معمولاً به تدریج ایجاد می شود و پیشرفت می‌کند. در ابتدا اختلال حافظه به وقایع جدید محدود می‌شود ولی به تدریج خاطرات قدیمی هم آسیب می‌بینند. بیمار پاسخ سوالی را که چند لحظه قبل پرسیده‌است فراموش می‌کند و مجدداً همان سوال را می‌پرسد. وسایلش را گم می‌کند و نمی‌داند کجا گذاشته‌است. در خرید و پرداخت پول دچار مشکل می‌شود و نمی‌تواند پولش را مدیریت کند. به تدریج در شناخت دوستان و آشنایان نیز مشکل پیدا می کند. کم‌کم مشکل مسیر یابی پیدا شده و اگر تنها از منزل بیرون برود ممکن است برنگردد. متاسفانه در موارد شدیدتر حتی در تشخیص اتاق خواب، آشپزخانه، دستشویی و حمام در منزل خودش هم مشکل پیدا می‌کند.

حالا اگر فردی آلزایمر گرفت دیگران (خانواده و اطرافیان) هستند که او را حمایت کنند. اما اگر همه آدم ها یک باره با هم آلزایمر بگیرند چه؟ این دیگر فاجعه است.

حالا به این فکر کنیم که آیا تاریخ ۲۰۰ سال گذشته ایران را به خاطر می آوریم؟ آیا می دانیم که چرا جنبش مشروطیت شکل گرفت و چرا به ثمر ننشست؟ امیرکبیر واقعا چه اقداماتی انجام داد و چرا ادامه پیدا نکرد؟ چرا انقلاب سپید به نتیجه نرسید؟ اصلا به خاطر داریم که زنان چه نقشی در صد سال گذشته ایران داشته اند؟ تصور اولیه ما این است که آن موقع زنان، فقط در خانه بودند و بی خبر به همین خاطر است که اصلا باورمان نمی شود که در حدود ۱۱۰ سال پیش تا کنون نهادهای متفاوتی از زنان شکل گرفته است: انجمن مخدرات وطن، اتحادیه غیبی نسوان، انجمن نسوان ایران، انجمن نسوان وطن، شرکت خیریه خواتین ایران، شورای هیئت خواتین مرکزی. بسیاری از تشکل ها که مخفی بود و مخفی ماند. فارغ از عملکرد درست یا نادرست آنان اینکه این مقدار تشکل فقط مرتبط با زنان وجود داشت بسیار قابل توجه است.

افراد مبتلا به آلزایمر توانایی های ذهنی خود به مروز از دست میدهند. علائم آن عبارتند از:
• ناتوانی در به یادآوردن چیزها و وقایع
• ناتوانی در جهت یابی
• گیج شدن و اشتباه گرفتن زمان، مردم و مکان ها
به نظر می رسد ما (جمع ما) نیز دچار آلزایمر دسته جمعی شده است. یک بار دیگر لیست بالا را مرور کنید. ضمن اینکه نمی توانیم علل توفیق و شکست گذشتگان را بدانیم، در جهت یابی و جهت گیری نیز دچار چالش هستیم و زمان و مکان و دیگران را به اشتباه می گیریم. نمی دانیم چه وقت باید دشمنی کنیم و چه وقت باید دشمنی خود را بیان کنیم؟ همین که بعد از سال ها نمی دانیم با توجه به زمان و مکان و محدودیت منابع، در یک برهه زمانی، صنعت اولویت دارد یا کشاورزی؟ ورزش حرفه ای اولویت دارد یا ورزش همگانی؟ جایگزینی واردات مهم تر است یا توسعه صادرات؟ و به این خاطر که رویمان نمی شود بگوییم کدام اولویت دارند می گوییم همه مهم هستند و خیال خودمان را راحت می کنیم. همه این ها نشان می دهد که دچار آلزایمر دسته جمعی شده ایم.

☑️⭕️تجویز راهبردی:
پژوهشگران با بررسی عادت غذایی چند هزار نفر دریافته اند آن دسته از افرادی که در عادات غذایی خود از موادی استفاده می کنند که ویتامین های بخصوصی دارند، کمتر در معرض آلزایمر قرار می گیرند. برای آلزایمر جمعی هم ویتامین تی کاربرد دارد. ویتامین تی کلید واژه تاریخ خوانی است. یک روزنامه، تاريخ يك روز جهان است كه در آن زندگي مي كنيم. اما کتب تاریخی عصاره هزاران روزنامه است. حیف است که فقط روزنامه بخوانیم و فراموش کنیم که شبیه همین روزها را صد سال پیش دیگران نیز در این سرزمین یا دیگر سرزمین ها داشته اند.

مدت ها پیش مانند همه شما خوانده ام ملتی که تاریخ نداند و از آن عبرت نگیرد محکوم به تکرار آن است. هر چه می گذرد بیشتر و بیشتر این گفته را درک می کنم. تا به کلی عقل خود را از دست نداده ایم باید کاری کنیم و تاریخ خوانی و از آن مهم تر تامل در تاریخ و یادگیری راهبردی را جدی بگیریم. تاریخ خوانی به تنهایی هیچ ارزشی ندارد، تاریخ اگر منجر به آینده بهتر نشود در حد یک کنجکاوی تنزل پیدا می کند. تاریخ را باید خواند تا آینده ای بهتر رقم زد.