عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

شرکت‌های بدون استراتژی و هیولای فرانکشتاینی

کمتر کسی است که داستان هیولای فرانکشتاین را نشنیده باشد، هیولایی که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه‌های بدن مردگان و اعمال نیروی الکتریکی به شکل یک انسان حیات پیدا می‌کند. موجودی با صورتی مخوف و ترسناک که بر همه جای بدنش رد بخیه‌های ناشی از دوختن به چشم می‌خورد. این موجود تا بدان حد وحشتناک است که همگان از دست شرارت‌های او فرار می‌کنند. هیولایی که خالقش نیز نمی‌تواند آن را کنترل کند و خود مقهور آن می‌شود.

بروس کاسانوف نویسنده کتاب “مشتریان باهوش، شرکت‌های احمق”، تعبیر جالبی در مورد رفتار شرکت‌هایی که فاقد مدیریت نامناسب و استراتژی یکپارچه هستند؛ دارد. وی رفتار این شرکت‌ها را همانند رفتار هیولای فرانکشتاین می‌داند که هم به خود (کارکنان و منافع شرکت) و هم به دیگران (مشتریان و جامعه) آسیب می‌رسانند.

سر بر رفتار بدن کنترل ندارد

استراتژی بخش‌های مختلف یک شرکت را باهم هماهنگ می‌کند و به رفتار شرکت هارمونی و هماهنگی می‌دهد. بدون وجود استراتژی یکپارچه، فعالیت‌های روزمره بخش‌های مختلف شرکت به‌شدت ناهماهنگ و حتی در تناقض باهم خواهد بود.
به‌عنوان‌مثال بخش تحقیق و توسعه به یک مسیر خواهد رفت و بخش فروش و منابع انسانی به مسیر دیگری.
نتیجه موجودی است که لنگان‌لنگان و به‌صورت بسیار زننده‌ای در خیابان حرکت می‌کند، وقت و انرژی را هدر می‌دهد و اهالی شهر را به‌شدت می‌ترساند.

از سوی دیگر وقتی استراتژی یکپارچه نباشد، سیستم یکپارچه ارزیابی برای کنترل بخش‌های شرکت وجود ندارد. مدیریت یک‌چیز می‌گوید اما برای رفتارهای کاملاً متفاوتی پاداش می‌دهد.
به‌عنوان‌مثال مدیریت بر اولویت نوآوری تأکید می‌کند؛ اما از سوی دیگر پاداش را بدون توجه به سهم نوآوری در میزان فروش می‌دهد.

✅این موجود وصله‌پینه شده می‌خواهد همانند انسان‌ها راه برود، تقلا می‌کند اما همچنان حرکات آن زشت و زننده هست زیرا برای راه رفتن و حرکت کردن مانند انسان به چیزی بیشتر از گوشت و استخوان نیاز دارد و هیولا فاقد آن است.

 

بازخوردها نادیده گرفته می‌شود

شرکت‌های فرانکشتاینی از بازخورد هراس دارند؛ و به گونه ایی از آن طفره می‌روند که گویی یک دسته افراد خشمگین موجود را دنبال می‌کنند و قصد آسیب رساندن به او را دارند.
چنین شرکت‌هایی فکر می‌کند بازخورد یعنی شکوه کردن و «شکوه کردن باعث اتلاف وقت می‌شود.» اما واقعیت این است که بازخوردها ، نقاط ضعف یک شرکت را مشخص می‌کنند و به شرکت می‌گوید چگونه قوی‌تر و رقابت‌پذیرتر شود.
اگر این شرکت ها بازخوردها را نشنوند و خود را اصلاح نکنند همانند هیولاها عاقبت در تنهایی خواهند مرد.

هیچ آدم عاقلی وقت و سرمایه خود را برای یک هیولا به خطر نمی‌اندازد. شاید بهترین کاری که به‌عنوان یک کارمند یا مشتری می‌توانید در مقابل این شرکت‌ها انجام دهید این است که از آن دور شوید و فرار کنید!