عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

در شروع کار از شکست خوردن نترسید

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و ترس‌هایی که مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه در ماه‌های نخست فعالیت مدیریتی‌شان با آن دست به گریبان هستند، ترس از شکست خوردن و ناتوانی در برآورده ساختن انتظارات دیگران است که همین ترس پیامدهایی چون کاهش بهره‌وری، افزایش اضطراب و ناامیدی از آینده را برای مدیران جوان و کم‌تجربه به ارمغان می‌آورد. حال سوال اینجاست که چگونه می‌توان بر چنین ترس‌هایی غلبه کرد و از پیامدهای منفی آنها در امان بود. در اینجا به چند توصیه کاربردی در ارتباط با نحوه برخورد با عاملی به نام شکست اشاره خواهد شد.

 

به نوع شکست‏هایتان فکر کنید: موقعیت‏ها و انواع مختلف شکست‏ها را به خوبی شناسایی کنید. شکست‏ها و اشتباهات، شکل‏های مختلفی دارند: برخی از آنها ناگزیر و اجتناب‏ناپذیرند و از کنترل ما خارج هستند، برخی دیگر قابل پیشگیری و کنترل هستند، بعضی کاملا آموزنده و مفید هستند و برخی دیگر، غیرآموزنده و بی‏فایده. بنابراین سعی کنید از داستان‏های مربوط به شکست‏ها و ناکامی‏های سازنده الهام بگیرید، چراکه وقتی داستان‏ها و روایت‏های مربوط به ناکامی و شکست‏های افراد موفق را مورد بررسی قرار می‌دهید، آنها را به‏عنوان منابعی ارزشمند و الهام‌بخش خواهید یافت؛ به این‌صورت که با کنکاش در مورد راه‏هایی که دیگران طی کرده و به هدف نرسیده‏اند، می‏توان راه‏های درست را که می‌تواند به هدف منتهی ‏شود شناسایی کرد. علاوه ‏بر این، درک این واقعیت که بسیاری از افراد موفق و مشهور، پس از بارها‌و‌بارها شکست خوردن به موفقیت دست پیدا کرده‏اند نیز الهام‌بخش کسانی است که می‏خواهند دست به کارهای بزرگی بزنند.

چرا برخی از پروژه‌های نوآورانه به شکست انجامیده‏اند:‌ شما باید با دیدی روشن و آگاهانه به سراغ پروژه‏های ناموفق و شکست خورده خود و دیگران بروید و علت و ریشه ناکامی آنها را بشناسید. برای این کار لازم است که بین اقدامات و نتایج برآمده از آنها، ارتباط معنادار پیدا کنید تا دریابید کجای کار اشتباه بوده است. در مرحله بعد نیز با برنامه‏ریزی مجدد و دوری جستن از اشتباهات پیشین خواهید توانست به موفقیت دست یابید.

پالایش و ویرایش ایده‌های نوآورانه : به شکست انجامیدن ایده‏ها باعث می‏شود تا در مراحل بعد و قبل از آغاز پروژه‏ای جدید، ایده‏های مرغوب و ناب را از ایده‏های نامرغوب و اشتباه جدا کرده و با آزمودن دقیق و هدفمند هر ایده‏ای که به ذهن‏تان متبلور می‏شود، از وقوع شکست‏های بعدی جلوگیری کنید. در این میان فرآیندهایی که شامل مراحل «برنامه‏ریزی آزمایشی، بازخورد و تصمیم‏گیری» هستند، موثر و مطلوب خواهند بود.

در مورد اشتباهات گذشته با دیگران تبادل‌نظر کنید: یکی از بدترین کارها در قبال اشتباهاتمان این است که آنها را از دیگران پنهان کنیم، چراکه آنها نیز در مورد اشتباهاتشان همین کار را می‌کنند و این یعنی محروم ماندن همه از درس‌های نهفته در اشتباهات دیگران. پس عاقلانه‌تر آن است درس‏هایی که در ارتباط با اشتباهات خود آموخته‏اید را با دیگران به اشتراک بگذارید تا آنها نیز شما را در درس‏هایی که از اشتباهات خود آموخته‏اند، سهیم کنند. این کار می‏تواند در قالب آرشیوسازی اطلاع‏رسانی سازمانی و شرکتی و علنی ساختن قضایا صورت پذیرد. در نهایت، سهیم شدن تمام اقشار جامعه در زمینه اشتباهات صورت گرفته و شکست‏های برآمده از آنها می‏تواند به موفقیت‏ها و کامیابی‏های همه آحاد جامعه منتهی شود.

برای تجزیه و تحلیل اشتباهاتتان تمایل نشان دهید: واقعیت این است که بسیاری از ما دوست نداریم با دیدی باز اشتباهات خود را ببینیم؛ چراکه این کار به ما احساس بدی می‏دهد. در اغلب موارد، به‏طور پیوسته سعی می‏کنیم شکست‏های خود را به دست فراموشی بسپاریم، اما نمی‏دانیم که با این کار خود را از درس‏های ارزشمندی که می‏توانیم از شکست‏ها و اشتباهاتمان بگیریم، محروم می‏کنیم. پس همیشه و در همه حال بکوشید اشتباهات گذشته خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و به دیگران نیز اجازه دهید این کار را برای شما انجام دهند.

به دنبال ایزوله کردن و مهار دلایل شکست باشید: وقتی از صمیم دل پذیرفتید که می‌توان و باید از شکست‌ها درس گرفت، حالا نوبت آن است که سراغ شناسایی دلایل ریشه‏های اصلی مرتبط با شکست رفت و باید آنها را تا حد امکان ایزوله کرد و جلوی تاثیرگذار ی مخرب آنها را گرفت. در فرآیندهایی که به شکست منتهی می‏شود، عوامل متعددی وجود دارند که فقط برخی از آنها دارای اثر منفی و مخرب هستند و تعداد عوامل مثبت یا خنثی نیز در این فرآیندها، قابل‌توجه است. پس تفکیک قائل‏شدن بین آنها و متمرکز شدن روی عوامل منفی و ایزوله کردن آنها دومین مرحله کلیدی برای آموختن از شکست‏ها محسوب می‏شود.

از زوایای مختلف به شکست‌های گذشته تان بنگرید: تست‏های چندوجهی، بهترین ابزار برای شناسایی و ایزوله‏کردن دلایل شکست به‌حساب می‏آیند. در این تست‏ها تلاش می‏شود از زوایای مختلف به هر مرحله از فرآیندهای منتهی به شکست نگریسته شود و بازخوردها و نتایج احتمالی ناشی از به‏کار بستن دو یا چند روش دیگر (غیر از روش مورد استفاده و ناموفق قبلی که به شکست منتهی شده است) بررسی می‏شود. این تست‏ها به ما کمک می‏کند فرآیندها و عملیات متفاوتی را شبیه‏سازی کرده و قبل از شروع مرحله اجرا، نتایج احتمالی آنها را پیش‏بینی کنیم که این کار از وقوع شکست‏های احتمالی تا حد زیادی جلوگیری خواهد کرد. چنین تست‏هایی ما را از وارد شدن به ورطه پرمخاطره «آزمون و‌خطا» نجات خواهد داد.

از دید دیگران به شکست و ناکامی خود بنگرید:‌ بسیاری از ما از شکست‌ها و تصمیمات اشتباه دیگران بیشتر و بهتر از شکست‌ها و اشتباهات نادرست خود درس می‌گیریم. یکی از مشکلات و موانع اصلی در مسیر آموختن واقعی از شکست‏های پیشین این است که ما از دید خودمان با این قضیه روبه‏رو می‏شویم و به آن نگاه می‏کنیم و چون بر روی آن پروژه شکست خورده از نظر عاطفی و احساسی سرمایه‏گذاری کرده‏ایم، قادر نیستیم نگاهی هدفمند و آموزنده به شکست‏های خود داشته باشیم و همین مساله ما را دچار سوءتعبیر، تفسیر اشتباه و حتی دلسردی و ناامیدی نسبت به آینده می‏کند. برای جلوگیری از این مساله، باید از دید یک مشاور یا ناظر بی‏طرف، خونسرد و حسابگر به پروژه شکست خورده خود نگاه کنید و بکوشید تا از آن درس بگیرید.