عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

خلاصه کتاب؛ استراتژی بازاریابی

بازارها سریع تر از دانش بازاریابی ما تغییر می کنند.

کلمه ای که از شنیدن نام بازار در ذهن ما تداعی می شود، مکانی است فیزیکی (Market-Place) که متقاضیان برای خرید محصولاتی که توسط عرضه کنندگان به معرض فروش گذاشته می شوند به آن جا معرفی می کنند. در علم اقتصاد، بازار را محل تلاقی عرضه و تقاضا تعریف می کنند. تعریف اقتصادی از بازار است که می تواند ما را به مفهومی جدید از بازار برساند.  بر اساس این تعریف، بازارها می توانند لزوما به مکان های فیزیکی محدود نباشند. بلکه بازارها می توانند در فضاهای مجازی یا فضایی (Market-Space) نام می برند. امروزه ما شاهد ظهور شتابان بازارهایی از این دست در شبکه جهانی اینترنت هستیم.

پدیده هایی این گونه و مفاهیم جدیدی مانند بازاریابی تک به تک یا هدف (Target marketing) ، بازاریابی مشتری مدار (Customer-centric)، بازاریابی مبتنی بر اجازه مشتری (Permission marketing)، مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، مشتریان سازنده کالا، و بسیاری مفاهیم جدید دیگر که هر روزه و به طور شتابنده ای در بازاریابی مطرح می شوند، ما را نیازمند آن می سازد تا به طور مداوم بکوشیم تا دانش بازاریابی خود را به روز نگاه داریم. اگر جز این باشد، در صحنه بازارهای به شدت رقابتی امروز ناچاریم بازار را به رقبا واگذار کنیم.

کتاب <<استراتژی بازاریابی>> به قلم فیلیپ کاتلر و چندی از همکارانش، کتابی است که به تشریح تحولاتی که در بازاریابی رخ داده است می پردازد. در گذار از عصر صنعت به عصر اطلاعات، این صاحب نظران چگونگی تحولات پدید آمده در بازاریابی عصر صنعت به بازاریابی دیجیتالی را موشکافی می کنند و به این ترتیب کتاب چهارچوب جدیدی را برای استراتژی و عملیات بازاریابی سازمان ها ارایه می دهد. این چهارچوب جدید مدیران و بازاریابان را راهنمایی می کند تا استراتژی های بازاریابی خود را با توجه به سه مقوله مدیریت بر تقاضا، مدیریت منابع انسانی و مدیریت بر شبکه ها، یکپارچه و فرموله نمایند. به این ترتیب استراتژی های بازاریابی جدیدی پاسخگوی نیازهای بازارهای نوین امروز است که حول سه محور نیازهای مشتری، قابلیت های محوری سازمان و شبکه های همکاری برون سازمانی شکل گرفته اند.

نویسندگان به مدیرهای ارشد و مدیران بازاریابی هشدار می دهند که مراقب تحولات محیط اطراف خود باشند و استراتژی های سازمان های خود را متناسب با این تحولات بازنگری کنند. کاتلر و همکارانش خاطر نشان می سازند که: <<اقتصاد در دوران گذشته بر مبنای منطق مدیریت صنایع تولیدی استوار بود، ولی اقتصاد نوین بر مبنای منطق مدیریت اطلاعات و صنایع اطلاعاتی بنا شده است.>> لذا پیروزمندان صحنه های اقتصادی امروز و بازارهای نوین، سازمان هایی هستند که نظام مطلوب تر اطلاعاتی داشته باشند.

این کتاب به مدیران استراتژیک مدیران بازاریابی و دانش پژوهان دانش بازاریابی پیشنهاد می شود؛ رهنمود های این کتاب می تواند دروازه های جدیدی را در دانش بازاریابی کشورمان بگشاید و راه گشای حضور تولیدات سازمان های ایرانی در بازارهای جهانی باشد.

فرازهایی از کتاب

  • باید به دنبال افزایش سهم خود در سبد خرید مشتری باشید.
  • باید به جای شکار مشتری، اقدام به پرورش و توسعه مشتریان خود کنید.
  • بهتر است وارد صحنه تجارت الکترونیک شده و ببازیم، چون اگر وارد صحنه نشویم نیز حتما می بازیم.
  • بازاریابی نوین بر مبنای مدیریت اطلاعات با مشتری استوار است و شرکت ها برای افزایش و فروش، نیازمند مهارت هایی هستند که بتوانند ارزش زمانی و سوددهی و مشتریان خود را محاسبه کنند.
  • پیشرفت تکنولوژی اطلاعات به شرکت ها امکان داده بازاریابی تک به تک را با کم ترین وابستگی به عملیات سرمایه بر و سنگین محقق کنند.
  • امروزه اطلاعات مشتریان به عنوان دارایی استراتژیک  هر شرکت محسوب می شود.
  • در اقتصاد دیجیتالی سه وظیفه سازمانی مدیریت بر تقاضا، منابع و مدیریت شبکه نقش اصلی و اساسی دارند.
  • شرکت ها نیازمند شعوری متفاوت و جامع گرا در بازاریابی هستند تا بتوانند در عصر دیجیتالی موفق عمل نمایند.
  • بازارها، سریع تر از دانش بازاریابی ما تغییر می کنند.
  • مدل های کلاسیک بازاریابی، باید با شرایط آینده تطبیق یابند. بازاریابی باید تغییر ساختار داده و دوباره تعریف شود.
  • در آینده، نگرش سنتی بازاریابی، یعنی افزایش و فروش، دیگر پاسخ گو نخواهد بود.
  • کمبود، در تعداد مشتری است و نه در محصول. عرضه مشکلی ندارد ولی تقاضا مسئله ساز است و داشتن ظرفیت خالی موجب افزایش رقابت بین شرکت ها شده است.
  • این شرکت ها باید توجه ویژه ی خود را از داشتن سبد محصولات به داشتن سبد مشتریان تغییر دهند.
  • هر لحظه، تکنولوژی های جدید و با ایده های قوی، سازنده جهان شمول مطرح می شوند که همه ی چیزها را تحت تاثیر خود قرار می دهند. چاپ، پرواز، وسایل نقلیه، الکتریسیته، اولین قدم های ایجاد تغییرات مستمر در دنیا بودند.
  • اینترنت به شرکت ها اجازه می دهد تا دامنه جغرافیایی فعالیت های خود را به صورت تصاعدی افزایش دهند.
  • شرکت ها باید به فراتر از فروش توجه کنند. آن ها باید به ارزش بلند مدت مشتری یا ارزش فعلی سودآور آتی مشتری توجه کنند. آن ها باید به دنبال افرایش سهم خود در سبد مشتری باشند.
  • به جای شکار مشتری، اقدام به پرورش و توسعه مشتریان خود کنید.