عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

تفکر مدیریت: چرا تبلیغاتِ دروغ هم اثرگذار است؟

در جنگِ جهانی دوم، کشورهای گونا گونی فیلم تبلیغاتی تولید می کردند. این فیلم‎ها بر این اساس طراحی می‌شد که تمام جمعیت و به خصوص سربازان را از حس میهن دوستی سرشار کند، تا اگر لازم باشد تا سرحد فدا کردن جانشان پیش بروند. امریکا هزینه‎ی زیادی صرف این تبلیغات کرد، طوری که اداره‎ی جنگ تصمیم گرفت بررسی کند آیا این هزینه‎ها واقعاً ارزشمند بوده یا نه. تعدادی پژوهش برای بررسی چگونگی اثرگذاری این فیلم‎ها روی سربازان معمولی انجام شد. نتایج ناامید کننده بود: آن فیلم‎ها ذره‎ای به اشتیاق سربازان برای شرکت در جنگ اضافه نمی‎کردند.

علتش بد بودن ساخت این آگهی‎ها بود؟ نمی توان این طور گفت. سربازها از تبلیغاتی بودن فیلم‎ها آگاه بودند و این باعث می‎شد پیغامشان پیش از دیده شدن فیلم، از اعتبار ساقط شود. حتی اگر فیلم نکته‎ای منطقی را مطرح می‎کرد، یا موفق به برانگیختن مخاطب می‎شد، باز هم اهمیتی نداشت؛ محتوای آن از ابتدا نزد سربازان سطحی به نظر می‎رسید و آن را انکار می‎کردند.

۹ هفته بعد، یک اتفاق غیر منتظره رخ داد. روانشناسان نگرش سربازان را برای بار دوم سنجیدند. نتیجه از این قرار بود: کسانی که فیلم را دیده بودند، به نسبت کسانی که آن را ندیده بودند، حمایت بیشتری از جنگ می‎کردند. ظاهراً تبلیغات بالاخره کار خود را کرده بود!

کارل هاولند، روانشناس، که آن تحقیقات را برای اداره‎ی جنگ انجام داده بود، این پدیده را “اثر خفته” نامگذاری کرد. از حافظه‎ی ما، منبع یک استدلال زودتر از خود ادله پاک می‎شود. این بهترین توضیح اثر خفته تا به امروز است. به بیان دیگر، مغز به سرعت فراموش می‎کند اطلاعات را از کجا آورده (مثلاً از اداره تبلیغات). با این حال، خود پیام (مثلاً اینکه جنگ ضروری و شرافتمندانه است) دیرتر پاک می‎شود یا حتی باقی می‎ماند. از این رو، هر دانسته‎ای که از یک منبع غیرمعتبر ناشی می‎شود به مرور در ذهن ما اعتبار می‎گیرد.

انتخابات‎ها بیش از پیش به تبلیغات نامطبوع وابسته شده است. در این تبلیغات ، نامزدها در تلاش‎اند اعتبار و عملکرد طرف مقابل را خدشه‎دار کنند. تحقیقات بی‎شماری نشان می‎دهد اثر خفته اينجا هم کار خود را انجام می‎دهد، به خصوص در میان کسانی که تصمیم نهایی را نگرفته اند. منبع پیام از حافظه پاک می‎شود، اما تهمت‎های زشت باقی می ماند.

اما چگونه می‎توانید اثر خفته را خنثی کنید؟ اول هیچ دخالت بی‎جایی را قبول نکنید؛ حتی اگر به نظر از روی خوش‎قلبی باشد. با این کار، تا حدی از خود در برابر اطلاعات بیهوده حفاظت می کنید. دوم، همان طور که از طاعون پرهیز می کنید، از منابعی که پر از تبلیغات‎اند هم دوری کنید. سوم، تلاش کنید منبع هر استدلال را به خاطر بسپارید . این‎ها نظر چه کسی است؟ و چرا او چنین نظری دارد؟ مثل یک بازپرس قضیه را بررسی کنید: به نفع کیست؟ برای چه کسی سود دارد؟