عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

تصویرهایی از جهان آینده – جهان، ترس و سالخوردگی

نویسنده :
دکتر سعید خزایی

همان‌گونه که فرانك فوردي، روان شناس یادآور میشود،ترس به نیروی درخور توجهی بدل شده است که تصور عمومی در سراسر جهان را شکل می‌دهد. در آینده از ترس به شیوه ای موثر برای توجیه همه چیز، از کارت‌های تشخیص هویت زیستی گرفته تا پایگاه داده‌های فردی، استفاده خواهد شد.

احساس عدم قدرت، موجب عدم امنیتی می‌شود که خود موجب حرکت ما از یک هراس عمومی به هراسی دیگر می‌شود. حتی اگر احتمال به واقعیت پیوستن نگرانی‌ها وجود نداشته باشد، سیاستمداران هوشمند این مسأله را می‌دانند و از ترس مردم از جرائم، مهاجرت ، آموزش، مشاغل و تغییرات آب و هوایی استفاده کرده و این مسأله موجب میشود بسیاری ترجیح دهند به جای کسی که نمی‌شناسند، به شیطانی که می‌شناسند رای دهند.

از نظر تاریخی، این امر محقق شده ،اما جهان در حال تغيير است. ایالت‌های ملي در حال جدایی از هم هستند ، موضوعات مهم،يا محلي هستند و يا بین‌المللی. اقتدار ملی رو به افول و در معرض تهدید است،زیرا افزایش قابلیت جا بجایی کارگران و سیستم‌های مالیاتی موجب می‌شود تعاونی‌های ملی سود خود را به جای دیگر منتقل کنند.

این سوال نیز وجود دارد که ما متعلق به چه کشور و دولتی هستيم.

برای مثال اگر دولتمردان از فراهم سازی خدمات اساسی و اوليه عمومی (مانند آموزش، سلامت و مانند آن) شانه خالی کنند و امنیت ملی نیز به وسیله نهادهای چند ملیتی فراهم شود، در این صورت سیاستمداران ملی دیگر چه کاربردی دارند؟

سرانجام، انتظار دارم که رأی دادن در سطح جهانی آن هم در تمامی موارد رایج شود و برای مثال، رای گیری ریاست جمهوری آمریکا می‌تواند به شکل جهاني انجام گيرد). زیرا تعداد بيشتري درگير در انتخابات‌ می‌شوند و اين مسأله با وجود رأي الكترونيكي حتي در سوپرمارکت‌ها و نيز به دلیل وجوداينترنت موجب می‌شود گروه‌های علاقه‌مند و نهادهای غیردولتی، تا حد زیادی قدرتمند شوند. به عبارت دیگر ، اینترنت در حکومت دموکراسی، مجلس دوم است که با حرکات بدون رهبر و خودتنظیم گر، تهدیدی بزرگ در کنترل نظم محلی به شمار می‌آید.

جنگ نیز داستانی مشابه دارد. ایده جنگ درونی از منسوخ شده و تهدیدهای آینده از نهادهای فرا ملی است. ایالت‌ها احتمالاً با هم وارد جنگ شوند، به این دلیل که در کشورهای توسعه یافته شمار بسیار اندکی از افراد،راضی به مردن برای یک ایده یا یک باور خواهند داشت.البته استثنائاتی نیز در این زمینه وجود خواهد داشت، اما تعصّب، مزیت‌هایی نيز خواهد داشت . دلایل جنگ نیز تغییر خواهد کرد. نفت در حال حاضر در صدر فهرست دلایل جنگ است. اما در چند دهه آینده آب و غذا نيز به عنوان اصلی‌ترین دلایل جنگ خواهند بود. اگر كره زمین به توليد نفت (و یا جایگزینی آن ) ادامه دهد، تلاش درجهت کنترل بازارهای غلات جهان که در حال حاضر دردست کشورهای ثروتمند غربی است افزایش می‌یابد.

رژیم‌های غیر دموکرات که احتمالاً به تنهایی و یا با کمک گروه‌های تروریستی اداره خواهند شد و آمریکا (و بنابراین غرب) را تنها با فروش پول رايج به زانو در خواهند آورند. تقریباً هفتاد درصد از ذخایر پولي رایج در اختیار کشورهای در حال توسعه است که اکثر آنها غیر دمو کراتیک و ناپایدارند.

بدهكاران عمده آمریکا كه شامل دو کشور عربستان سعودی و روسیه هستند، توسط چین تصاحب شده‌اندومدل دمو کراسی مناسبی نیز ندارند. ایران و ونزوئلا نیز بخش مهمی از بدهی‌ها را تشکیل می‌دهند.

نگرانی مهم دیگر شهروندان و دولتمردان سالخوردگی جمعیت است. برای مثال، اکثر افراد احتمالاً از تبعیض سنی بیش از تبعیض نژادی و جنسیتی رنج میبرند، اما دولت‌ها تمایل دارند سالخوردگی را به دلیل وجود دیگر نابرابری‌ها و قوانین بشری، نادیده بگیرند.