عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

بحران آب و چالشهای زیست محیطی ایران

۱-شرایط اقلیمی:
ايران کشوري نيمه خشک است که میانگین بارندگي در استانهای شمالی حدود ۲۵۰ و در سایر استانها ۱۷۰ ميليمتــر است. حال آنکه میانگین بارندگي در جهان ۸۰۰ميليمتر است. همچنین ميزان تبخير در ايران سه تا چهار برابر میانگین تبخير در جهان است.

توزيع مکاني و زمانی ميزان بارش در ایران نيز متنوع است:
۷۰درصد بارندگي کشور در ۳۰درصد از مساحت کشور میبارد.
۲۵درصد از نزولات در فصل نياز گياهان است و ۷۵درصد در زماني رخ مي دهد که گياهان نيازي به آب ندارند.

۲-آثار پراکنش مکانی و زمانی نزولات آسمانی:
دو ویژگی مکانی و زمانی نزولات آسمانی که ذکر شد، وضعیت‌های خاصی را برای بخش کشاورزی ایران پدید آورده است که عبارتند از:

۲-۱- بازدهی محدود زمین‌های دیم: در ايران ۳۷ميليون هکتار زمين قابل کشت، ۱۷ميليون قابل آبياري و بقيه قابل کشت ديم است. از این میزان، حدود ۵/۱۸ميليون هکتار در چرخه تولید قراردارد. سهم زمين هاي ديم از توليد کشاورزي در ايران تنها ۱۰درصد است، درحالي که در دنيا حدود۹۰درصد است. برای جبران کمبود زمین‌های دیم و یا افزایش بازدهی آن اقدامات گسترده ای در جهت انتقال آب و افزایش سطح زمینهای آبی صورت گرفته است.

۲-۲- اجرای طرحهای انتقال آب: با توجه به میزان محدود و همچنین توزیع نامناسب زمانی و مکانی نزولات آسمانی، طرحهای انتقال آب درایران اهمیت ویژه‌ای یافته است.

گام اول در طرحهای انتقال آب، احداث سد است. سدها با هدف حمايت از کشاورزي، توليد انرژي و تامين آب شرب شهرها احداث شده‌اند. احداث سد فرصت مديريت بارش در فصول مختلف را فراهم می‌سازد. ایران با داشتن۳۱۶سد بزرگ و کوچک، با ظرفيت نگهداري ۴۳ميلياردمترمکعب دارای رتبه سوم در سد سازی در جهان است. ۱۳۲سد ديگر نیز در حال احداث است. احداث سد و همچنین طرحهای انتقال آب، دارای آثار و هزینه‌های زيست محيطي فراوان برای کشور بوده است.

۳- مدیریت نا صحیح بر منابع آبی : موارد دوگانه مذکور، مدیریت مناسب و صحیح نسبت به منابع آبی کشور را طلب می‌نماید. اما به سبب ضعف‌های مربوطه، ضریب بحران«تشدید» شده و چشم انداز آینده نیز نگران کننده می‌باشد. بعنوان نمونه باید گفت ایران کشوری نیمه خشک است و آب باید دارای قیمت گذاری بالا باشد. اما قیمت گذاری آب در کشور پائین بوده و این امر منجر به«بهره‌وری» پائین آب در کشور شده که منجر به افزایش فشار بر منابع آبی گردیده است.

۴- فشار بر منابع آبهای زیر زمینی:
کمبود آب هاي سطحي، موجب شده است که ۵۵درصد از کل نياز آبی کشور از آب هاي زيرزميني تامين شود. اين اقدام، ايران را در زمره کشورهايي قرار داده که است که بيشترين بهره برداري از منابع آب زيرزميني دارند. کاهش سطح آب هاي زيرزميني موجب نشست سطح زمين در بسياري از دشت هاي کشور شده است که عواقب پر هزینه و فراوان زیست محیطی و اجتماعی را در آینده خواهد داشت. حداکثر استاندارد برداشت از منابع تجديدپذير آب۴۰درصد است، اما این میزان در ايران حدود ۷۰درصد است. از اینرو یکی از علایم هشدار برای آینده ایران ،میزان برداشت از منابع تجدید پذیر آب است.

۵- اختلال در مولفه‌های توسعه پایدار: اجرای طرحها و خدمات زیر بنایی پرشتاب در مناطق مختلف، مشکلات ناخواسته زیست محیطی را ایجاد کرده است. این امر موجب ایجاد «شکاف» بین مولفه‌های زیست محیطی و فعالیتهای ‌توسعه‌ای شده است. این روند به عدم تحقق توسعه پایدار می انجامد که موجب «افزایش هزينه‌های بلند مدت»، نسبت به «منافع کوتاه مدت» در کشور خواهد شد.

یافته ها:

۱- روش هاي ناکارآمد تولید در بخش کشاورزي، بيش ازاندازه به آبياري وابسته است و این امر بهره‌وری در «تولید محصولات» و «آب» را کاهش داده و از سوی دیگر نیز به منابع آبی کشور فشار فراوانی را وارد می‌سازد. بخش کشاورزی قسمت بزرگي از منابع محدود آبي کشور را مصرف می‌کند. برای مدیریت بحران آب در آینده، باید نسبت به افزایش بهره‌وری و بهبود مدیریت منابع آبی تلاشهای همه جانبه‌ای بعمل آورد.

۲-  ايران پس از پيروزي انقلاب خواهان خودکفايي بوده که در این راستا، فشارهای بین المللی نیز در اتخاذ این راهبرد موثر بوده است. ضعف همه جانبه نگری در اتخاذ راهبرد مزبور، به ابعاد مختلف «توسعه پایدار» خسارت وارد کرده است که یکی از آنها تشدید روند بحران آب و هزینه‌های زیست محیطی است. از اینرو باید برای آینده در طراحی و اجرای پروژه هاي اقتصادي به مولفه های زیست محیطی و آب بیش از پیش دقت و تامل داشت.