عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

چطور با کسی که از ما قوی تر است مخالفت کنیم؟

مقدمه

فرض کنید مدیرتان از شما کاری می خواهد که فکر می کنید نمی توانید آنرا انجام دهید. یا همکارتان که مرتبه بالاتری نسبت به شما دارد زمانی را برای پایان پروژه ای که شما در حال انجام آن هستید مشخص می کند که فکر می کنید واقع بینانه نیست و نمی توانید در آن زمان پروژه وی را انجام دهید.

وقتی در چنین شرایطی قرار می گیرید و می خواهید در مورد چیزی که شخصی که قدرت بیشتری نسبت به شما دارد ابراز مخالفت کنید، چه چیزی به وی می گویید؟

سخن متخصصان

خجالت زدگی هنگام مخالفت با کسی که مقام و مرتبه بالاتری نسبت به شما دارد، اولین واکنش طبیعی هر کسی است. Joseph Grenny می گوید: ما بطور ناخداگاه از شرایطی که ممکن است به ما آسیب و ضرر بزند دوری می کنیم، تمایل به بقا، حس غریزی هر انسانی است. شاید هنگام مخالفت بگوییم، اگر مخالفت کنم و اخراج شوم چه؟ چه می شود اگر با نظر وی موافقت نکنم؟ در ادامه راه های ابراز مخالفت با شخصی که نسبت به شما مقام و مرتبه بالاتری دارد آمده است.

نسبت به ریسک ها واقع بین باشید

بیشتر مردم وقتی درگیر ریسکی هستند در مورد آن اغراق می کنند و آنرا بیشتر از چیزی که هست هم برای خودشان و هم برای دیگران جلوه می دهند. Josef Grenny می گوید ما به طور غریزی شرایط را بدتر از چیزی که هست تصور می کنیم.

این بدیهی است که وقتی با کسی که در سازمان مرتبه بالاتری نسبت به شما دارد مخالفت کنید وی در ابتدا از این امر آزرده خاطر شود اما خوشبختانه نه اخراج خواهید شد و نه اینکه آن شخص تا آخر عمر با شما سر دشمنی داشته باشد! در صورتی که مخالفتی نکنید و پروژه را به همه ریسکی که دارد بپذیرید ممکن است در مدت زمانی بیشتر از آنچه برای آن مقرر شود طول بکشد و در اینصورت اعتماد تیم سازمانی نسبت به خودتان را از بین می برید. بنابرین واقع بین باشید و بدانید که باید سبک و سنگین کنید و از بین موافقت کردن و مخالفت یکی را انتخاب کنید. هر کدام مزایا و معایب خود را دارند و باید قبل از تصمیم گیری به عواقب آن فکر کنید.

تصمیم بگیرید صبر کنید یا نه

بعد از بررسی و سنجش ریسک باید تصمیم بگیرید که نظرتان را بیان کنید یا نه؛ شاید “در مورد مشکل به طور کامل فکر نکرده اید، شاید با مکالمه غافلگیر شده اید یا می خواهید نظر گروه را به طور صریح جویا شوید” گالو می افزاید: “اگر فکر می کنید قرار است با شما مخالفت شود شاید بخواهید که برای خود همراهانی فراهم کنید. نظرات و تجربه دیگران می تواند مخالفت شما را قوی تر یا معتبرتر کند.” علاوه بر این بهتر است در یک مکان عمومی به مکالمه نپردازید و بحث را به یک مکان خصوصی منتقل کنید. حضور در یک فضای خصوصی شما را قوی تر میکند.

یک هدف بزرگ ایجاد کنید

قبل از به اشتراک گذاشتن افکارتان به چیزی که برای آن شخص قدرتمند مهم است فکر کنید. شاید “اعتبار تیم و یا انجام شدن پروژه” مهم باشد. اگر اعتراض شما به یک هدف مهمتر ارتباط داشته باشد شانس شنیده شدن شما بیشتر است. وقتی صحبت می کنید حتما دلیل و ارتباط مخالفت خود با هدف را بیان کنید. باید همه شما را به عنوان کسی که به آن هدف مشترک فکر می کند بشناسند. در این حالت مکالمه از یک بازی بکس به یک بازی شطرنج تغییر ماهیت می دهد.

برای مخالفت کردن اجازه بگیرید

شاید این حرکت خیلی عجیب و متفاوت به نظر برسد اما به عقیده Grenny این کار یک حرکت هوشمندانه برای دادن امنیت روانی و حس کنترل به شخص مخالف شما است. مثلا می توانید بگویید: “می دانم که جلسه مجمع در پیش است اما به نظر من این جلسه مفید نیست؛ من دلایلی دارم، می توانم آنها را بیان کنم؟” این کار به آنها یک حق انتخاب می دهد و به شما نیز اعتماد قابل توجهی می دهد.

آرام باشید

شاید حس کنید قرمز شده اید و قلبتان تند می زند. اما تلاش کنید که در جملات و اعمالتان خونسرد بمانید. وقتی زبان بدن شما نفرت یا خشم منتقل می کند ارزش پیام شما کم می شود. این کار یک پیام به هم ریخته به طرف مقابل می رساند و او هر چه بخواهد برداشت می کند. نفس عمیق و آرام صحبت کردن می تواند موثر باشد. در هنگام عصبانیت ما تند و بلند حرف می زنیم. شما نباید خیلی آرام یا در گوشی حرف بزنید اما کم کردن سرعت کلام و کنترل طنین صدا شما و طرف مقابل را آرام می کند.” این کار شما را با اعتماد به نفس نشان می دهد حتی اگر اعتماد به نفس نداشته باشید.

هدف اصلی را معتبر جلوه دهید

ابتدا نظر طرف مقابل را به دقت بررسی کنید. شما با چه چیزی مخالفت دارید؟ اگر موضوع را به طور دقیق حلاجی کنید بنیاد قوی برای مخالفت خود ایجاد کرده اید و او با خود خواهد گفت شما واقعا متوجه موضوع هستید. شما نباید در حین دعوا نظر طرف مقابل را به اثبات برسانید.

قضاوت نکنید

وقتی می خواهید مخالفت های خود را بیان کنید مواظب لحن خود باشید. Grenny می گوید از واژه های قضاوت کننده مثل”کوته بین” “ساده اندیش” عجول” و “ابله” دوری کنید. ممکن است به طرف مقابل شما بربخورد. بهتر است از صفت ها استفاده نکنید. چون که صفات قابلیت برداشت دوپهلو یا شخصی را دارند. فقط حقایق را بیان کنید. بهتر است بی طرف و متمرکز باقی بمانید: نسبت به مشکل شفاف و صریح باشید، یک بررسی و تبادل نظر مفید و سازنده ایجاد کنید.

متواضع باشید

تاکید کنید که نظر شما “وحی منزل” نیست و نظر شما است.  شاید نظر شما یک نظر موجه و دقیق باشد اما در هر صورت یک نظر شخصی است؛ پس با احترام صحبت کنید و اعتماد کاذب در خود ایجاد نکنید.” به طور مثال به جای گفتن ” اگر مهلت خود را تا آخر ماه ثبت کنیم اصلا بهش نمیرسیم” بگویید”نظر من این است: من نمی دانم چطور به مهلت زمانی آخر ماه میرسیم.” به عقیده Weeks اضافه کردن اصطلاحاتی مثل “به نطر من” ، ” من فکر می کنم” ، “شاید بهتر به نظر برسد که” و نشان دادن احترام به نظر طرف مقابل می تواند به پیشرفت مکالمه کمک کند. نقد طرف مقابل را جویا شوید و از او بپرسید کجای نظر شما اشتباه است. برای شنیدن نظرات طرف مقابل آماده باشید.

به اختیارات آنها اعتراف کنید

در نهایت شخص مافوق باید تصمیم گیری کند. شما می توانید بگویید: “می دانم که در نهایت تو تصمیم میگیری، اختیار با توست.” با این جمله شما نشان می دهید که جایگاه خود را از خاطر نبرده اید و به طرف مقابل یادآوری می کنید که اختیار تصمیم گیری دارد. بیش از حد از نظر خود دفاع نکنید یا اینکه تمجید اضافه انجام ندهید. “شما باید در حالی که احترام خود را حفظ می کنید به طرف مقابل نیز احترام بگذارید”

چند اصل مهم:

بایدها:

  • بگویید که شما یک نظر متفاوت دارید و بپرسید که آیا اجازه بیان کردن آن را دارید یا نه
  • مبحث را مجددا شرح دهید تا نشان دهید که آن را کاملا فهمیده اید.
  • آرام صحبت کنید: صحبت با لحن ملایم هم شما هم طرف صحبتتان را آرام می کند.

نبایدها:

  • فکر نکنید که مخالفت شما روی رابطه تان یا کارتان اثر می گذارد: اغلب مواقع عواقب از آن شما فکر میکنید کمتر خواهند بود.
  • نظر خود را به جای حقیقت جا نزنید: فقط نظرتان را بیان کنید و آماده مکالمه و بحث باشید.
  • قضاوت نکنید و برچسب نزنید: طرف مقابل را با صفاتی مثل “ساده لوح” و “کوته فکر” تخریب نکنید.

یک مثال کاربردی

مایک مکریچی که مدیر اجرایی یک شرکت مشاوره ای بود با رییسش مورد نحوه برخورد با مسئله بیمه سلامت کارمندان مخالفت داشت. رییس می خواست که نظر کارمندان را راجع به دو حالت مختلف بپرسد و آنها هر کدام را که خواستند انتخاب کنند. اما به عنوان” رهبران سازمان ما بودیم که باید این تصمیم را اتخاذ می کردیم. مایک می گوید من همیشه نظر کارمندان را جویا می شوم اما در مورد اتخاذ یک تصمیم مهم نمی خواهم که بار را به دوش کارمندان بیاندازم.

مایک تصمیم گرفت نظرش را بیان کند. ابتدا پایبندی اش به شرکت را نشان دهد و سپس مطمئن شود که حرکاتش نشانه اضطراب نباشد. او می گوید رییسش ابتدا شوکه شده بود اما وقتی که دید مایک به شرکت و رهبران و کارمندان آن اهمیت می دهد و تمایل شخصی در این زمینه ندارد با او موافقت کرد.

رییس تصمیم گرفت نظرسنجی از کارمندان را رها کند. مایک می گوید از آن روز به بعد احترام من نزد رییس افزایش یافت. او می گوید اگر نشان دهید که تصمیم شما به خاطر شرکت است و به خاطر خودتان نیست بیشترین شانس برای پیروزی را دارید.

منبع: Harvard Business Review