عضویت تلگرام عضویت اینستاگرام

ایران؛ دو ملت زیرسایه یک خدا

سال ها پیش بعد از انتخابات آمریکا، سرمقاله ای در یکی از روزنامه های معتبر آمریکا چاپ شد به نام دو ملت زیر سایه خدا. مضمون آن نوشته این بود که انگار دو طیف کاملا متفاوت، دو ملت با دو ریشه کاملا متفاوت در آمریکا زندگی می کنند. دو ملتی که گاه حرف یکدیگر را متوجه نمی شوند. ظاهرا ما نیز در ایران با چنین پدیده ای روبرو هستیم. شکافی عمیق در جامعه ما در حال شکل گیری است. شاید کسی رویش نشود آن را علنی کند و به آن بپردازد. اما بگذارید صادقانه با مسایل راهبردی جامعه مان روبرو شویم:
این شکاف باعث شده دو ملت زیرسایه یک خدا شکل بگیرند. شکافی که هر ساله گسترده تر و عمیق تر می شود و نگرانی آنجاست که خشونت های کلامی امروزی در بلندمدت به خشونت های فیزیکی تبدیل شود.

هر ساله با نزدیکی ایام محرم شاهد چالشی بین دو بخش جامعه هستیم. بخشی معتقدند هزینه هایی که برای محرم انجام می شود، بیهوده و بهتر است که این هزینه ها صرف امور نیکوکارانه و عام المنفعه گردد و گاهی آنان که در این راه هزینه می کنند را به بی خردی، سطحی نگری و قدیمی بودن متهم می کنند. و بالعکس کسانی که زمان و سرمایه خود را صرف این امور می کنند، طرف مقابل را به حذف سنت هایی همچون نوروز، یلدا و یا حتی تعطیلی موزه ها و نگارخانه ها دعوت می کنند و می گویند هزینه های چنین مراسمی را صرف امور خیریه کنید و طرف مقابل را گاهی بی دین، بی ریشه و غرب زده قلمداد می کنند. آیا می شود این چالش را حل کرد؟ به نظرم می شود!

فکر می کنم همه ما بر دو باور مشترکیم:
۱) تداوم جامعه در گرو حفظ فرهنگ مشترک از جمله آیین و رسوم آن جامعه است وگرنه ممکن است نسل بعدی هیچ چیز مشترکی با نسل قبلی خود نداشته باشد. حذف هر قطعه از این پازل می تواند آینده فرهنگی فرزندان ما را به خطر بیندازد و آنان را به نسلی بی هویت تبدیل کند و مشکلاتی از جمله تضاد، تعرض و خشونت را تسهیل کند.
۲) عقلانیت حکم می کند، برای هر مساله ای هزینه-فایده کنیم. بدین معنا که از خود بپرسیم مجموع منافعی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم از یک اقدام/آیین/مراسم به ما و جامعه ما می رسد در برابر مجموع هزینه های آن چه میزان است؟ آنگاه درخواهیم یافت صرف هزینه ها چه برای مراسم ملی چه مذهبی درست است یا نادرست؟

☑️⭕️تجویز راهبردی:
مبتنی بر دو باور مشترک فوق، برای حل چنین چالشی ۵ پیشنهاد مشخص ارایه می شود؛
۱- آیین های ملی و مذهبی را بستری قرار دهیم برای بازسازی جامعه مان و گسترش نیکوکاری. فرض کنیم هزینه یک آیین ملی یا مذهبی می شود: ۲۰ میلیون تومان اما اگر در انتهای این مراسم حس خیرخواهی و خوبی در حاضران برانگیخته شد و ۱ میلیارد تومان صرف امور عام المنفعه شد فکر نمی کنید که این دیگر هزینه نیست، بلکه یک سرمایه گذاری است؟ بگذارید اعتراف کنم من واقعا نمی فهمم این چه عیدی است (چه عید نوروز چه اعیاد مذهبی) که تو خوشحال باشی اما دو کوچه پایین تر به خاطر فقر دست به تن فروشی بزنند؟ معتقدم جامعه باید قبل و بعد محرم، قبل و بعد یلدا تفاوت داشته باشد. وگرنه چه فایده ای دارند؟ اگر در محرم و نیمه شعبان مردم نیکوکارتر و مهربان تر شوند و در نوروز و یلدا سخاوتمندتر و شادتر، جامعه ما آبادتر خواهد بود.

۲- اگر به درستی طراحی کنیم، مراسم و آیین ها می توانند کارگاه های «آموزش مهارت های زندگی متعالی» باشند. انصافا باید اعتراف کنم مطالبی که من در این آیین ها آموختم در طول دوران تحصیل ۲۴ ساله ام در مدرسه و دانشگاه نیاموخته ام. مرام حقیقت ورزی، آیین جوانمردی و طریق یتیم نوازی را هم از شب های قدر و هم از شاهنامه خوانی های شب های یلدا می توان آموخت.

۳- نمی شود جامعه ای دم از گفتگوی تمدن ها بزند اما در داخل مرزهای خودش از گفتگو و تعامل عقیم و علیل باشد. مذهبی ها آغوش خود را کمی بازتر کنند تا همه ما بتوانیم از لذات معنوی برخوردار شویم و همین طور تمام دیگر اقشار و گرایش های فکری.

۴- شجاع باشیم و آنچه بیهوده (غیرعقلایی) بر مراسم و آیین ها افزوده ایم را حذف کنیم. برگردیم به آیین های ساده اما عمیق. آیین هایی که خدا، خوبی و خیر را در ما زنده می کنند. همیشهٔ تاریخ، غلبه ظاهر بر محتوا (فرمالیسم) گریبان گیر آیین های تاریخی بوده است. گذر و سفر باید کرد به عمق زیبای آیین ها.

۵- خودم و شما را دعوت میکنم به گفتگو در خصوص این موضوع و به چیزی بیشتر از تحمل اعتقادات مقابل. ما زیر سایه یک خدا هستیم به چیزی بیشتر از تحمل نیاز داریم؛ تعامل و هم افزایی. یاد بگیریم که اکنون که با هم زندگی می کنیم، از هم یاد بگیریم، با هم رشد کنیم و با هم شادکامی بیشتری را تجربه کنیم.